دیکشنری فارسی

monitorial

معنی فارسی

وابسته به (وظيفه) مبصر ، اخطار آميز ، اندرزآميز

معنی کامل و مثال‌ها

/män´i tôr´ē ǝl/adj.

وابسته به واپاد یا وارسی (رجوع شود به: monitor)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن