monitorial
معنی فارسی
وابسته به (وظيفه) مبصر ، اخطار آميز ، اندرزآميز
معنی کامل و مثالها
/män´i tôr´ē ǝl/adj.
● وابسته به واپاد یا وارسی (رجوع شود به: monitor)
وابسته به (وظيفه) مبصر ، اخطار آميز ، اندرزآميز
/män´i tôr´ē ǝl/adj.
● وابسته به واپاد یا وارسی (رجوع شود به: monitor)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن