monkery
معنی فارسی
زندگي راهبي ، رهبانيت ، آيين يا شيوه رهبانيت ،
دير ، صومعه
معنی کامل و مثالها
/muŋk´ǝr ē/n., pl.
● رهبانیت، زندگی دیرنشینی
● باورها و اصول رهبانیت
● صومعه، دیر، خانگاه
مترادفها
noun
Monachism, monasticism.
زندگي راهبي ، رهبانيت ، آيين يا شيوه رهبانيت ،
دير ، صومعه
/muŋk´ǝr ē/n., pl.
● رهبانیت، زندگی دیرنشینی
● باورها و اصول رهبانیت
● صومعه، دیر، خانگاه
noun
Monachism, monasticism.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن