mono-
معنی فارسی
پيشونديست به معني ((يک)) که به اول کلمات ديگر
ميچسبد.
معنی کامل و مثالها
/män´ō, -ǝ/
● پیشوند:
● تک، یک، مجرد، تنها [monocracy]
● دارای یک اتم یا یک گروه شیمیایی [monohydric]
● دارای ضخامت برابر با یک ملکول [monolayer]
پيشونديست به معني ((يک)) که به اول کلمات ديگر
ميچسبد.
/män´ō, -ǝ/
● پیشوند:
● تک، یک، مجرد، تنها [monocracy]
● دارای یک اتم یا یک گروه شیمیایی [monohydric]
● دارای ضخامت برابر با یک ملکول [monolayer]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن