monocyle معنی فارسی يک چرخه واژههای دیگر با معنی «يک چرخه» monocycle يک چرخه monocyclic وابسته به يک دوره يا چرخه، يک چرخه اي، تک حلقه اي wagonette گردونه چهار چرخه يک يا چند اسبه، واگنکوچک. waggonette گردونه چهار چرخه که يک يا چند اسب آنرا مي، کشد...دارد، واگنچه kilomegacycle هزار ميليون چرخه، يک بيليون چرخه در ثانيه cycle stealing مدت چرخه، روشي که اجازه مي دهد يک دستگاه جانبي، بطور موقت کامپيوتر را از دسترسي به مسير null cycle زمان مورد نياز براي چرخيدن درون يک، برنامه کامل بدون تعريف داده هاي جديد، چرخه تهي