monoglot
معنی فارسی
يک زبان دان
معنی کامل و مثالها
/män´ō glät´, män´ǝ-/adj., n.
● (قادر به حرف زدن و نوشتن فقط به یک زبان) یک زبان دان، تکزبان
يک زبان دان
/män´ō glät´, män´ǝ-/adj., n.
● (قادر به حرف زدن و نوشتن فقط به یک زبان) یک زبان دان، تکزبان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن