دیکشنری فارسی

monograph

UKmɔnəgrɑːf US'mɔnəg'ræf

معنی فارسی

گزارش نوشته در باره يک چيز ،

شرح مفصل از يک موضوع

معنی کامل و مثال‌ها

/män´ǝ graf´/n.

● (در اصل) رساله درباره‌ی نوع بخصوصی از گیاه یا جانور

● (کتاب یا مقاله‌ی طولانی و دانشمندانه درباره‌ی موضوع واحد یا جنبه‌ای از یک موضوع) رساله، تک نگاشت، ویژه نگاشت

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Greek words 'mono' meaning 'single' and 'graphein' meaning 'to write'.

مثال

  • He published a monograph on the social impact of climate change.
  • The library has a collection of monographs on ancient history.
  • She is writing a monograph about Renaissance art.

ترکیب‌های رایج

Published monograph Historical monograph Scientific monograph

تعریف انگلیسی

noun
  1. a detailed and documented treatise on a particular subject

واژه‌های دیگر با معنی «گزارش نوشته در باره يک چيز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن