دیکشنری فارسی

monometalic

معنی فارسی

وابسته به يک فلز، مصرف کننده ي يک فلز واحد،

تک فلزي

وابسته به يا بر مبناي تک فلزي يا تک فلزگرايي

معنی کامل و مثال‌ها

/män´ō mǝ tal´ik/adj.

وابسته به یک فلز، مصرف کننده‌ی یک فلز واحد، تک فلزی

وابسته به یا بر مبنای تک فلزی یا تک فلزگرایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن