monometalic
معنی فارسی
وابسته به يک فلز، مصرف کننده ي يک فلز واحد،
تک فلزي
وابسته به يا بر مبناي تک فلزي يا تک فلزگرايي
معنی کامل و مثالها
/män´ō mǝ tal´ik/adj.
● وابسته به یک فلز، مصرف کنندهی یک فلز واحد، تک فلزی
● وابسته به یا بر مبنای تک فلزی یا تک فلزگرایی