دیکشنری فارسی

monometalic

معنی فارسی

وابسته به يک فلز، مصرف کننده ي يک فلز واحد،

تک فلزي

وابسته به يا بر مبناي تک فلزي يا تک فلزگرايي

معنی کامل و مثال‌ها

/män´ō mǝ tal´ik/adj.

● وابسته به یک فلز، مصرف کننده‌ی یک فلز واحد، تک فلزی

● وابسته به یا بر مبنای تک فلزی یا تک فلزگرایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن