monomolecular
معنی فارسی
داراي صخامت بقدر يک ملکول، يک ملکولي.
وابسته به لايه اي که ضخامت آن به اندازه ي يک
ملکول است
معنی کامل و مثالها
/män´ō mō lek´yōō lǝr/adj.
● یک ملکولی
● (سنجش ضخامت) وابسته به لایهای که ضخامت آن به اندازهی یک ملکول است
داراي صخامت بقدر يک ملکول، يک ملکولي.
وابسته به لايه اي که ضخامت آن به اندازه ي يک
ملکول است
/män´ō mō lek´yōō lǝr/adj.
● یک ملکولی
● (سنجش ضخامت) وابسته به لایهای که ضخامت آن به اندازهی یک ملکول است
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن