دیکشنری فارسی

monomolecular

معنی فارسی

داراي صخامت بقدر يک ملکول، يک ملکولي.

وابسته به لايه اي که ضخامت آن به اندازه ي يک

ملکول است

معنی کامل و مثال‌ها

/män´ō mō lek´yōō lǝr/adj.

یک ملکولی

(سنجش ضخامت) وابسته به لایه‌ای که ضخامت آن به اندازه‌ی یک ملکول است

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن