monophyletic
معنی فارسی
وابسته بيک ريشه واصل، متحد الاصل.
معنی کامل و مثالها
/män´ō fī let´ik/adj.
● (زیست شناسی) تک تبار
وابسته بيک ريشه واصل، متحد الاصل.
/män´ō fī let´ik/adj.
● (زیست شناسی) تک تبار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن