دیکشنری فارسی

monospermous

معنی فارسی

يک تخمه

معنی کامل و مثال‌ها

/män´ō spu_r´mǝs/adj.

● (گیاه شناسی) تک نرزامه

مترادف‌ها

adjective
(Botany) One seeded.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن