monotrichous معنی فارسی يک تار معنی کامل و مثالها /mǝ nä´tri kǝs/adj.● (جانورشناسی) یک تار (مانند برخی ترکیزهها) واژههای دیگر با معنی «يک تار» unifilar داراي فقط يک فيبر يا تار يا ليف يا سيم، يک تاري