دیکشنری فارسی

mood (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/mōōd/n.

● (دستور زبان) وجه

indicative mood

وجه اخباری

imperative mood

وجه امری

subjunctive mood

وجه شرطی (یا الزامی)

● (منطق) ضرب، صغرا و کبرای صادق

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن