دیکشنری فارسی

moonlight

UKmuːnlait US'mu:n'laıt

معنی فارسی

مهتاب شبانه

معنی کامل و مثال‌ها

/mōōn´līt´/n., adj., vi.

مهتاب، مهشید، نور ماه

in Kashan, we used to read newspapers by the moonlight

در کاشان، ما در نور ماه روزنامه می‌خواندیم.

a shaft of moonlight slit the skirt of night ...

مهتاب به نور دامن شب بشکافت ...

مهتابی

شبانه، در نور ماه، شبانه و در هوای آزاد

a moonlight party

مهمانی زیر نور ماه

(علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن

a police officer who moonlights as a truck driver

افسر پلیس که بعد از ساعات کار، کامیون‌رانی می‌کند

مترادف‌ها

noun
Moonshine.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن