دیکشنری فارسی

moonlight

UKmuːnlait US'mu:n'laıt

معنی فارسی

مهتاب شبانه

معنی کامل و مثال‌ها

/mōōn´līt´/n., adj., vi.

● مهتاب، مهشید، نور ماه

in Kashan, we used to read newspapers by the moonlight

در کاشان، ما در نور ماه روزنامه می‌خواندیم.

a shaft of moonlight slit the skirt of night ...

مهتاب به نور دامن شب بشکافت ...

● مهتابی

● شبانه، در نور ماه، شبانه و در هوای آزاد

a moonlight party

مهمانی زیر نور ماه

● (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن

a police officer who moonlights as a truck driver

افسر پلیس که بعد از ساعات کار، کامیون‌رانی می‌کند

تعریف انگلیسی

verb
  1. the light of the Moon “moonlight is the smuggler's enemy” “the Moon was bright enough to read by”
  2. work a second job, usually after hours “The law student is moonlighting as a taxi driver” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

noun
Moonshine.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن