moonlight
UKmuːnlait
US'mu:n'laıt
معنی فارسی
مهتاب شبانه
معنی کامل و مثالها
/mōōn´līt´/n., adj., vi.
● مهتاب، مهشید، نور ماه
in Kashan, we used to read newspapers by the moonlight
در کاشان، ما در نور ماه روزنامه میخواندیم.
a shaft of moonlight slit the skirt of night ...
مهتاب به نور دامن شب بشکافت ...
● مهتابی
● شبانه، در نور ماه، شبانه و در هوای آزاد
a moonlight party
مهمانی زیر نور ماه
● (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن
a police officer who moonlights as a truck driver
افسر پلیس که بعد از ساعات کار، کامیونرانی میکند
مترادفها
noun
Moonshine.