moorage
UKmeəəridʒ
معنی فارسی
مهار کردن کشتي ، لنگرگاه ،
پولي که بابت مهارکردن کشتي ميدهند
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● وابسته به بستن کشتی به اسکله
● لنگرگاه، محل بستن یا مهار کردن کشتی
● اجرت مهار و کرایهی لنگرگاه
تعریف انگلیسی
noun
- a fee for mooring
- the act of securing an arriving vessel with ropes
- a place where a craft can be made fast