mooring pendant معنی فارسی سيم مهار واژههای دیگر با معنی «سيم مهار» span wire سيم مهار، سيم بکسل guy wire سيم مهار wiring harness مهار سيم، يک دسته سيم به هم بسته mooring line طناب مهار مين، سيم مهار (دريايي)