دیکشنری فارسی

mopped

UKmɔpt USmɔpt

معنی فارسی

چوبي که کهنه يا پشم بر ير آن مي پيچند

ومانندجاروب بکار ميرود

ریشه و کاربرد

Verb

To clean or wipe with a mop.

ریشه

Derived from the noun 'mop'.

مثال

  • She mopped the kitchen floor.
  • He mopped up the spilled milk.
  • I need to mop the bathroom before guests arrive.

ترکیب‌های رایج

Mopped the floor Mopped up Mopped the spill

واژه‌های دیگر با معنی «چوبي که کهنه يا پشم بر ير آن مي پيچند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن