morphic معنی فارسی وابسته به شکل ، وابسته به شکل شناسي ، خواب الود. واژههای دیگر با معنی «وابسته به شکل» kaleidoscopic وابسته به لوله شکل نما، جوراجور، رنگارنگ. pelecaniform وابسته به يا هم شکل پليکانها، پليکاني aitch حرف.، وابسته به اين شکل يا حرف amentaceous وابسته به آرايش نگيني يا تسمه اي، دم گربه اي، دم گربه اي شکل tubulifloral داراي گلهاي لوله اي وطبقي شکل، وابسته به، استکانيان. tubuliferous داراي گلهاي لوله اي وطبقي شکل، وابسته به استکانيان. allantoid وابسته به الانتوئيس، سوسيس شکل، روده مانند