دیکشنری فارسی

mort (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/môrt/n.

● (مهجور) مرگ

● (شکار) آهنگی که هنگام کشتن شکار با شیپور می‌زنند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن