mortise chisel معنی فارسی اسکنه واژههای دیگر با معنی «اسکنه» chisel اسکنه، قلم درز caeli اسکنه scalpriform اسکنه اي groove recessing tool اسکنه کام کني chink-grafting پيوند اسکنه اي، پيوند غلافي Caelum استارگان اسکنه cutting tool angle زاويه برش اسکنه، زاويه برش قلم cutting chisel اسکنه کنده کاري، قلم حکاکي turning chisel اسکنه ماشين تراش، قلم ماشين تراش. firmer chisel (مک.) اسکنه پهن.