دیکشنری فارسی

mortuary

UKmɔːtʃəriː US'mɔ:tʃu'erı

معنی فارسی

مرده خانه ، جاي گذاردن يا سپردن مرده ،

مرده شوي

معنی کامل و مثال‌ها

n., pl., adj.

(محلی که جسد را تا هنگام خاک سپاری در آنجا نگهداری می‌کنند) سردخانه‌ی اجساد، مرده‌شویخانه، مرده‌گاه

وابسته به مردگان، امواتی

وابسته به مراسم ترحیم، ترحیمی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or characteristic of death “Pertains to noun: death”
  2. of or relating to a funeral “Pertains to noun: funeral”

مترادف‌ها

noun
1. Cemetery, graveyard, churchyard, burial place, necropolis, burial ground, city of the dead.
2. Dead house, morgue.

واژه‌های دیگر با معنی «مرده خانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن