mossy
UKmɔsiː
معنی فارسی
خزه مانند خزه گرفته
معنی کامل و مثالها
/môs´ē/adj.
● پر خزه، خزه گرفته، پوشیده از خزه
● خزه مانند، خزهای، خزه سان
تعریف انگلیسی
adjective
- overgrown with moss
- (used pejoratively) out of fashion; old fashioned “moss-grown ideas about family life”