mother craft معنی فارسی مادري بچه پروري واژههای دیگر با معنی «مادري» maternal مادري، مادروار، مادرانه maternity مادري، صفت يا خوي مادري، زايشگاه motherliness مادري، صفت مادري motherhood مادري maternal grandfather جد مادري distaff side طرف مادري، طرف زنانه parental پدرو مادري، والديني، وابسته به پدرو مادر motherly love محبت مادري، دوستي مادرانه mother tongue زبان مادري، زبان اصلي maternal drive سائق مادري