دیکشنری فارسی

motherly

UKmʌðəliː US'mʌðəlı

معنی فارسی

مادرانه مادروار

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adj., adv.

● مادرانه، وابسته به مادر

● دارای ویژگی‌های مادر: مهربان، زاینده، فروردگر

her attitude toward the students was motherly

روش او نسبت به دانشجویان مادرگونه بود.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. befitting a mother; warm and nurturing
  2. in a maternal manner; as a mother “she loved her students almost maternally” “Derived from adjective: maternal (for: maternally)”

مترادف‌ها

adjective
1. Maternal.
2. Maternal, affectionate, kind, tender, parental.

واژه‌های دیگر با معنی «مادرانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن