motivate] معنی فارسی انگيختن تحريک کردن موجب شدن سبب شدن واژههای دیگر با معنی «انگيختن» provoke انگيختن، تحريک کردن، وادار کردن incite انگيختن، باصراروادار کردن، تحريک کردن motivate انگيختن، تحريک کردن، موجب شدن motivational انگيختن، تحريک کردن، موجب شدن impassion بر انگيختن، شوراندن، تحريک کردن instigate برانگيختن، انگيختن، تحريک کردن excite برانگيختن، انگيختن، تحريک کردن excitingly برانگيختن، انگيختن، تحريک کردن arousal بيدار کردن، انگيختن، تحريک کردن arouse بيدار کردن، انگيختن، تحريک کردن