mottos معنی فارسی شعار کفته سخن زبده پند اندرز حکمت واژههای دیگر با معنی «شعار» impresa شعار، علامت، نشانه motto شعار، کفته، سخن زبده sloganeer شعار ساز، شعار پرداز، شعار نويسي کردن. advertising claim شعار تبليغ life motto شعار زندگي sloganize به صورت شعار بيان کردن، آرماني کردن watchword اسم شب، شعار حزبي، شعار حزب watchworld اسم شب، شعار حزبي، شعار حزب rah rah داراي روحيه دانشجويي، شعار دهنده براي دانشکده، هورا هورا گفتن. lemma قضيه، موضوع، شعار