mouldiness معنی فارسی کپک زدگي بوزک واژههای دیگر با معنی «کپک زدگي» moldier کپک زدگي، بوزک moldiest کپک زدگي، بوزک moldiness کپک زدگي، بوزک moldy کپک زدگي، بوزک mustiness (بوي) کهنگي، بوي نا، بوي رطوبت