mound (1)
معنی کامل و مثالها
/mound/n., vt.
● پشته، خاک انباشت، پرندک، بژ
his grave is marked with a little mound
پشتهی کوچکی قبر اورا مشخص میکند.
● تپهی کوچک، تل، کتل
● توده، انباشته، تل انبار، تلنبار
● (قدیمی) با خاک انباشت محصور و مستحکم کردن
● تلنبار کردن، انباشتن