دیکشنری فارسی

mount (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mount/n.

● (شاعرانه) کوه، تپه

● (پیش از نام می‌آید) کوه

Mount Damavand

کوه دماوند

● (مهجور) استحکامات مرتفع، فراز دژ

● (کف خوانی) هر یک از برآمدگی‌های کف دست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن