mount (2)
معنی کامل و مثالها
/mount/vi., vt., n.
● (معمولا با: up) بالا رفتن، صعود کردن
slowly, he mounted up the steps
به آهستگی از پله ها بالا رفت.
his soul mounted to heaven
روحش به آسمان صعود کرد.
a bird mounting from the sea
پرندهای که از دریا به بالا میرود
● سوارشدن (به ویژه بر پشت اسب یا روی دوچرخه و غیره)
Amoghli's donkey wouldn't let anyone ride him
الاغ عمو قلی نمیگذاشت هیچکس سوارش شود.
he mounted his bicycle and rode down the hill
سوار دوچرخهاش شد و از سرازیری پایین رفت.
● زیاد شدن، افزوده شدن، فزون شدن
our profits are mounting
سود ما در حال تزاید است.
unemployment has mounted considerably
بیکاری به طور قابل ملاحظهای زیاد شده است.
mounting costs
هزینههای فزاینده
● اسب دادن به، اسب تهیه کردن
new soldiers had to be armed and mounted
لازم بود که به سربازان جدید سلاح و اسب داده شود.
● (حیوان نر - برای جفت گیری) سوار (حیوان ماده) شدن
this ram has mounted all our ewes
این قوچ پشت همهی میش های ما رفته است.
● (با: on) سوار کردن بر، قرار دادن (بر فراز چیزی)، جواهر را بر انگشتر (و غیره) سوار کردن، نمونه را روی شیشه قرار دادن (برای دیدن با میکرسکوپ)، اسکلت یا جسد جانور را برای نمایشگاه آماده کردن، عکس و غیره را روی مقوا سوار کردن (و قاب کردن)، تمبر پستی را در آلبوم چسباندن، نصب کردن، کارگذاشتن، تعبیه کردن
to mount a statue on a pedestal
مجسمه را بر پایهی خود سوار کردن
we mounted his photograph on black velvet
عکس او را روی مخمل سیاه سوار کردیم.
● (تئاتر) روی صحنه آوردن
● (عملیات نظامی یا اکتشاف علمی و غیره) تدارک دیدن، مهیا کردن، اقدام کردن
they mounted a few night attacks
آنها دست به چند حملهی شبانه زدند.
● (ارتش) لولهی توپ را برای هدف گیری بالا بردن، به توپ مسلح بودن
a ship that mounts six cannons
یک کشتی که شش توپ دارد
● به پاسداری گماشتن، قراول گذاشتن، پاسداری کردن، کشیک دادن
● سواری (بر اسب و غیره)
● (هر چیزی که سوار آن بشوند) اسب، دوچرخه
we have too many officer's mounts and not enough draft animals
ما بیش از نیاز، اسب سواری برای افسران داریم ولی چارپای باربر کم داریم.
● (در مسابقات اسبدوانی و غیره) فرصت سوار شدن بر اسب (به ویژه در مسابقه)
● پایه، سکو، زیربند، زیرگیر، بوم، چارچوب، پشتگیر
weapons on towed or self-propelled mounts
سلاحهایی که بر ارابههای یدک کشی شده یا خودرو سوارند
engine mount
سکوی موتور
● (ارتش) اسواران