دیکشنری فارسی

mow (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/mou/n.

● توده‌ی کاه یا علف خشک (به ویژه در انبار)، کاه انباشت

● (بخشی از انبار روستایی که در آن کاه یا علف خشک انبار می‌کنند) کاه انبار، کاهدان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن