دیکشنری فارسی

mucid

معنی فارسی

کپک زده کهنه بوزک زده بو گرفته

معنی کامل و مثال‌ها

/myōō´sid/adj.

● (قدیمی) کپک زده، نم کشیده

واژه‌های دیگر با معنی «کپک زده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن