muckrake
UKmʌkreik
معنی فارسی
کثافت کاوي کردن سرگين کاويکردن
معنی کامل و مثالها
/muk´rāk´/vi.
● (با بیل یا چنگک) سرگین را به هم زدن و آمیختن، (مجازی: رسانهها) فساد اداری را افشاگری کردن، کثافت کاوی کردن، سرگین کاوی کردن
* muckraker
سرگین کاو
تعریف انگلیسی
verb
- explore and expose misconduct and scandals concerning public figures “This reporter was well-known for his muckraking” “Something ----s”