mucronate
معنی فارسی
نوک تيز
معنی کامل و مثالها
/myōō´krǝ nit, -nāt´/adj.
● (زیست شناسی) دارای نوک تیز، سرتیز، نوک تیز (mucronated هم میگویند)
نوک تيز
/myōō´krǝ nit, -nāt´/adj.
● (زیست شناسی) دارای نوک تیز، سرتیز، نوک تیز (mucronated هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن