mule (1)
معنی کامل و مثالها
/myōōl/n.
● استر، قاطر (به ویژه اگر پدر الاغ و مادر مادیان باشد)
● تراکتور کوچک (برای کشیدن قایقها در آبراه های باریک یا کشیدن واگن معدن)
● دستگاه نخریسی (که از پنبه نخ میسازد و دور دوک می پیچد)
● هر جانور یا گیاه دورگه (به ویژه اگر عقیم باشد)، یکدش، اکدش، دورگه
● (عامیانه) آدم لجوج، آدم یکدنده
● (خودمانی) قاچاقچی مواد مخدر