دیکشنری فارسی

muley

معنی فارسی

بي شاخ. گاو بيشاخ گاو

معنی کامل و مثال‌ها

/myōōl´ē, mool´ē/adj., n.

● (گاو و گوسفند و غیره) بی شاخ

● گاو بی‌شاخ

● گاو

واژه‌های دیگر با معنی «بي شاخ.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن