mull (1)
معنی کامل و مثالها
/mul/vt., vi.
● (معمولا با: over) مورد تفکر قرار دادن، (دربارهی چیزی خوب) فکر کردن
she mulled over what she was going to say to her mother-in-law
او دربارهی آنچه میخواست به مادر شوهرش بگوید مداقه کرد.
/mul/vt., vi.
● (معمولا با: over) مورد تفکر قرار دادن، (دربارهی چیزی خوب) فکر کردن
she mulled over what she was going to say to her mother-in-law
او دربارهی آنچه میخواست به مادر شوهرش بگوید مداقه کرد.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن