دیکشنری فارسی

mull (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mul/vt., vi.

● (معمولا با: over) مورد تفکر قرار دادن، (درباره‌ی چیزی خوب) فکر کردن

she mulled over what she was going to say to her mother-in-law

او درباره‌ی آنچه می‌خواست به مادر شوهرش بگوید مداقه کرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن