multeity معنی فارسی چندتايي بسياري چند برابري تعد د گوناگوني واژههای دیگر با معنی «چندتايي» multiplet چندتايي complex multiplet چندتايي پيچيده multilaunching آغاز بکار چندتايي time division multiplexing انتقال چندتايي زماني، تسهيم زماني frequency division multilexing مخابره چندتايي فرکانس، استفاده از يک مسيرالکتريکي براي حمل، دو يا چند سيگنال با فرکانس هاي مختلف multiplexing انتقال چندتايي پيغام ها، تسهيم csma/cd دستيابي چندتايي با کشف تلاقي manifoldness چند برابري، چندتايي، بسياري carrier sense multiple access with collision detect، دستيابي چندتايي با کشف تلاقي zonate راه راه، نواره دار، منطقه منطقه