multi-stage معنی فارسی چند مرحله اي واژههای دیگر با معنی «چند مرحله اي» multi stage production توليد چند مرحله اي multi-stage experiment آزمايش چند مرحله اي multilevel addressing آدرس دهي چند مرحله اي multi-stage sampling نمونه گيري چند مرحله اي point race مسابقه دوچرخه سواري طولاني چند مرحله اي multistage چند طبقه اي، چند مرحله اي sequence curcuit مدار ترتيبي، مدار چند مرحله اي sequenced ejection سيستم پرتاب مرحله به مرحله، سيستم پرتاب چند مرحله اي stage payments پرداختهاي مرحله اي، پرداختهاي که در، چند مرحله صورت ميگيرد