multicore معنی فارسی افشان چند رشته اي واژههای دیگر با معنی «افشان» benign scarlet fever گل افشان beehive shaped charge خرج افشان، خرج شراپنل، خرج ساچمه دار dancer دست افشان، رقاص، رقصنده braided wire سيم افشان corn-dril تخم افشان atomizer سوخت افشان، سوخت پاش، انژکتور multicore cable کابل افشان، کابل چند رشته اي corn drill بذر افشان. panicle ارايش افشان، ارايش خوشه اي، سنبله متفرعه pollinizer گرده افشان.