دیکشنری فارسی

multinational

UKmʌltineiʃənl USmʌl'taı'næʃənəl

معنی فارسی

چند مليتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-nash´ǝ nǝl/adj., n.

● وابسته به چند ملت، چند ملیتی، چند مردمگانی

New York is a multinational city

نیویورک یک شهر چند ملیتی است.

● (وابسته به شرکت بزرگ که در چند کشور شاخه و کارخانه دارد و یا اشخاصی از چند کشور مالک آن هستند) چند ملیتی

Shell is a multinational oil company

شل یک شرکت نفتی چند ملیتی است.

● شرکت چند ملیتی

three multinationals have shown interest in the project

سه شرکت چند ملیتی نسبت به طرح علاقه نشان داده‌اند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. involving or operating in several nations or nationalities “multinational corporations” “transnational terrorist networks”

واژه‌های دیگر با معنی «چند مليتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن