multiplication of copies معنی فارسی استنساخ واژههای دیگر با معنی «استنساخ» acopia اختلال استنساخ شکل engrossment درشت نويسي، استنساخ، بخط درشت transcription رونويسي، استنساخ، سواد برداري transcribable رونويس کردن، رونوشت برداشتن از، استنساخ کردن transcribe رونويس کردن، رونوشت برداشتن از، استنساخ کردن exemplification تمثيل، نمونه گويي، مثال اوردن