دیکشنری فارسی

multiplier

UKmʌltipliər US'mʌltəp'laıə

معنی فارسی

بس شمر مضروب فيه افزاينده قلب زن کيميا گر وسيله افزايش

معنی کامل و مثال‌ها

/mul´tǝ plī´ǝr/n.

● (ریاضی) بس شمر، مضروب فیه، تایگر، تاینده

● فزونگر، تقویت کننده، زورمند ساز

● (اقتصاد) ضریب فزاینده، ضریب افزایش، ضریب فزونی

● (فیزیک) دستگاه تشدید کردن یا تکثیر کردن، بس شمارگر

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Latin word 'multiplicare', meaning 'to increase'.

مثال

  • The multiplier effect of her donation was significant.
  • The economic multiplier is used to measure the impact of government spending.
  • The multiplier in this equation is 3.

ترکیب‌های رایج

Economic multiplier Tax multiplier Multiplier effect

تعریف انگلیسی

noun
  1. the number by which a multiplicand is multiplied

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن