multiply (1)
معنی کامل و مثالها
/mul´tǝ plī´/vt., vi.
● ضرب کردن، تاییدن، بس شماری کردن
● افزودن، تکثیر کردن، افزوده شدن، تکثیر یافتن، چند تایی کردن یا شدن
a computer multiplies copies faster
کامپیوتر تکثیر برگردانها را سریعتر انجام میدهد.
● زاد و ولدکردن، تولید مثل کردن
marry, multiply and fill the earth!
ازدواج کن و زاد و ولد کن و زمین را پر کن!