mum (5)
معنی کامل و مثالها
/mum/adj., interj.
● خاموش، ساکت، بی حرف
we asked him questions, but he was completely mum
از او چند پرسش کردیم ولی او کاملا خاموش بود.
● (ندا) ساکت باش!، جیک نزن!، خفه!
* mum's the word
دم فرو خواهم بست (یا ببند)، سکوت کامل