mummified
UKmʌmifaid
US'mʌmı'faıd
معنی فارسی
موميايي (شده) طب خشکيده
موميايي (شده) طب خشکيده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن