دیکشنری فارسی

mummy (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/mum´ē/n.

● (انگلیس - بچگانه) مادر، مامان، مام

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن