دیکشنری فارسی

mumps

UKmʌmps USmʌmps

معنی فارسی

(طب) آماس غده بنا گوش ، بن گوشي ، اخم ،

ترشرويي ، ماليخوليا ، پکري

معنی کامل و مثال‌ها

/mumps/n.pl.

(با فعل مفرد - پزشکی) اوریون، گوشک، بیخ گوشک

مترادف‌ها

noun
(Medicine) Parotitis, inflammation of the parotid gland.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن