munchkin
معنی فارسی
موجود خيالي انسان مانند و ريزه اندام و خوش
سرشت
کسي که کار بيهوده يا رنجه آور ميکند
معنی کامل و مثالها
/munch´kin/n.
● موجود خیالی انسان مانند و ریزه اندام و خوش سرشت
● کسی که کار بیهوده یا رنجه آور میکند
موجود خيالي انسان مانند و ريزه اندام و خوش
سرشت
کسي که کار بيهوده يا رنجه آور ميکند
/munch´kin/n.
● موجود خیالی انسان مانند و ریزه اندام و خوش سرشت
● کسی که کار بیهوده یا رنجه آور میکند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن