دیکشنری فارسی

musician

UKmjuːziʃən USmju'zıʃən

معنی فارسی

موسيقي دان نغمه پرداز ساز زن نوازنده رامشگر خنياگر

معنی کامل و مثال‌ها

/myōō zish´ǝn/n.

(کسی که خوب موسیقی می‌داند یا خوب می‌نوازد یا خوب تصنیف می‌کند) آهنگساز، موسیقی نواز، موسیقی نگار، موسیقی شناس، خنیاگر، رامشگر، مطرب، کوسان

ریشه و کاربرد

ریشه

From the word 'music' + '-ian'. First known use in the 14th century.

مثال

  • He is a talented musician.
  • The band was comprised of excellent musicians.
  • She aspires to be a professional musician.

ترکیب‌های رایج

professional musician talented musician classical musician

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who plays a musical instrument (as a profession)
  2. artist who composes or conducts music as a profession

واژه‌های دیگر با معنی «موسيقي دان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن