muslin
US'mʌzlən
معنی فارسی
يکجور پارچه پشت نما که از آن جامه هاي زنانه
درست مي کنند ، مشمش
معنی کامل و مثالها
/muz´lin/n.
● پارچهی کتانی محکم (که برای ملافه و روکش متکا به کار میرود و اصل آن از شهر موصل در عراق بوده)
ریشه و کاربرد
Noun
A lightweight cotton fabric with a plain weave.
ریشه
Derived from the French word 'mousseline', referring to a type of fabric.
مثال
- She wore a dress made of soft muslin.
- The curtains were made from sheer muslin.
- Muslin is commonly used for making baby clothes.