دیکشنری فارسی

muslin

US'mʌzlən

معنی فارسی

يکجور پارچه پشت نما که از آن جامه هاي زنانه

درست مي کنند ، مشمش

معنی کامل و مثال‌ها

/muz´lin/n.

پارچه‌ی کتانی محکم (که برای ملافه و روکش متکا به کار می‌رود و اصل آن از شهر موصل در عراق بوده)

ریشه و کاربرد

Noun

A lightweight cotton fabric with a plain weave.

ریشه

Derived from the French word 'mousseline', referring to a type of fabric.

مثال

  • She wore a dress made of soft muslin.
  • The curtains were made from sheer muslin.
  • Muslin is commonly used for making baby clothes.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن